وبگردی

متن آهنگ رضا تقوی خاطرات لعنتی

پا پس کشیدی از منو حالم رفتی و من هی خون دل خوردم

?

وقتی که غرق بی کسی بودم از خاطرات لعنتیت مردم

?

داغ بزرگی رو دلم مونده از تو که دنیامو عوض کردی

?

پشت سرت دریا رو ریختم که شاید یه روزی باز برگردی

?

این جا یکی از هر نفس خسته است یکی دستاتو کم داره یکی با گریه بیداره

?

اینجا یکی صد ساله که مرده فقط رو دور تکراره قدر یه دنیا غم داره

?

بیزاره از فردای مبهمش از چشمی که هر لحظه میباره

?

از عشقی که رفته ولی بازم پای دلش دنیاشو میذاره

?

لعنت به هرچی باعثش بوده که پیش چشمای تو تنها شم

?

سخته بتونم بعد تو بازم درگیر دنیای کسی باشم

?

این جا یکی از هر نفس خسته است یکی دستاتو کم داره یکی با گریه بیداره

?

اینجا یکی صد ساله که مرده فقط رو دور تکراره قدر یه دنیا غم داره

?

?

از عشقی که رفته ولی بازم پای دلش دنیاشو میذاره

?

لعنت به هرچی باعثش بوده که پیش چشمای تو تنها شم

?

سخته بتونم بعد تو بازم درگیر دنیای کسی باشم

?

این جا یکی از هر نفس خسته است یکی دستاتو کم داره یکی با گریه بیداره

?

اینجا یکی صد ساله که مرده فقط رو دور تکراره قدر یه دنیا غم داره

?

?

پیشنهادی