وبگردی

متن آهنگ علیرضا مصطفوی موج موهات

نفس گرمت بدونِ من وقتی بارون زد چه سنگین بود

نگاه سردت زمستون بود دنیا تو چشمات عکسی غمگین بود

کنار آتیش خنده های ما آخرین تصویرِ من با اون

من که چیزی نخواستم بجز اون دستات از همه دنیا

ولی نموندی زیرِ این بارون ولی نموندی حتی تو رویا

من که تا تهش موندم پای قولایی که میدادم

حالا من موندم وسط این راه یه کاری کن برس به دادم ✧ برس به دادم

رد پاهات تو خیابونا بویِ عطرت رو لباسام

یاد اون دیوونه بازیهات مثلِ یه سایه ست که باهامه

کجای قصه م گم شدی تنها که با احساسم بی تو درگیرم

سرنوشت هر چی که بود و هست تو باید باشی تویِ تقدیرم

من که چیزی نخواستم بجز اون دستات از همه دنیا

ولی نموندی زیرِ این بارون ولی نموندی حتی تو رویا

من که تا تهش موندم پای قولایی که میدادم

حالا من موندم وسط این راه یه کاری کن برس به دادم

سرنوشت هر چی که بود و هست تو باید باشی تویِ تقدیرم

من که چیزی نخواستم بجز اون دستات از همه دنیا

ولی نموندی زیرِ این بارون ولی نموندی حتی تو رویا

من که تا تهش موندم پای قولایی که میدادم

حالا من موندم وسط این راه یه کاری کن برس به دادم

پیشنهادی